خرید بک لینک

امشب من جرات کردم که صحنه ی شب را بشکنم

در تاریکی فرو رفتم.

ذرات گرد و خاک هم پای من به رقص درآمدند

پراکنده به اطراف

نه صدایی نه کور سوی نوری، من بود و خاک

در واقع من داستان او بود

من فقط رفتم

برای تثبیت این حرف، بار دیگر

به نام او

.

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 2:36

صفحه بندی